ایلیای بانمکه مامان
پسرم از روز اولی که به دنیا اومد واقعا عالی بود، اصلا من و باباشو اذیت نکرد البته اینم بگم که مامانم 1 ماه پیشم موند و حسابی ازش مواظبت کرد.
بعد از اینکه مامانم رفت من اصلا نمیدونستم چیکار کنم (اخه من تو تهران تنهام)، اولین باری که بردمش حموم هیچوقت یادم نمیره کلی بیچاره رو چلوندم، ولی بچم صداش در نیومد الهی بمیرم براش خیلی مظلومه.
.gif)
الان خیلی از اون روزا میگذره و فسقلیه من روز به روز بزرگترو وروجک تر میشه، کم کم داره نشون میده که در اینده چجور بچه ای میشه .gif)
عزیز دلم الان تقریبا شش ماه و نیمته و کلی شیطون شدی، حسابی کنجکاوی و دوست داری به همه چیز دست بزنی، کلی جقجقه های رنگی داری ولی بهشون توجه نمی کنی در عوض عاشق موبایل و کنترل تلوزیون هستی، دائی میلاد واست یه موبایل خوشگل خرید و عکس خودتم روش چسپوند تا دیگه موبایل مامان و نخوای، دیروز بابا واست یه کنترل نو خرید که مال خودت باشه، الان حدود سه هفته شده که سینه خیز میری.
وقتی یه چیزی رو واقعا بخوای خودتو رو زمین قل میدی تا بهش برسی خیلی بانمکه این کارت.
راستی روروئکتم خیلی دوست داری تقریبا روزی 20 دقیقه میزارمت توش کلی ذوق میکنی، الان سه هفته شده که بهت غذای کمکی میدم عاشق غذا خوردنی، فقط خدا کنه همیشه همینطور باشی .gif)
جدیدا غیر از مامان و بابا دوست نداری بغل کسی بری، همش نغ میزنی و دستت و به سمت ما دراز میکنی دلت نمیخواد خونه کسی بریم.
تو خونه هم که هستیم میخوای همش تو بغل مامان باشی ، قربونت برم هر چقد که بخوای بغلت میکنم، تو عشق مامانی، بقیه شو فردا برات مینویسم عزیز دلم.
عاشقتم یه عالمه
![]()


ایلیای بانمکه مامان
